و اینانند آنهایی که...



و اینانند آنهایی که :
قهرمانان دوران نوجوانی و جوانی من بوده اند.
آنهایی که روزنامه هایشان، تحلیل ها و مقالاتشان بخشی از زندگیم بود.
و اینک:
با لباس های زندان، دمپایی به پا، پشیمان از کرده ها؟؟!!
و چهره هایی که گویی به اندازه چندین سال خسته است...
باور کردنی نیست...
این عکس حتما صفحه ای از صفحه های کتاب تاریخ آیندگان خواهد بود.
 و حتما نامشان در زمره مجاهدان راه آزادی .
زنده باد یکایکشکان ، که ماندند،
علی رغم اینکه مثل خیلی ها می توانستند بروند، ماندند،
و امروز با سرهایی در گریبان، می دانم به چه فکر می کنند.
 همان فکری که اگر روزی من نیز جای آنها نشسته بودم در آن غوطه ور بودم.
که آیا این مردم قدرشان را می دانند؟
که آیا هنوز به یادشان دارند؟ که آیا فراموش شده اند؟
و از همه بدتر این که؛
 که آیا آنها را هنوز "سگ زرد برادر شغال" یاد می کنند؟
و چه سخت است ...